| آشنایی با خوبان |
|
|
| نویسنده : دکتر حسین فریدونی | |
| ناشر : موسسه فرهنگی نبا | |
| منبع : کتاب اخلاق منتظِر | |
| منبع : کتاب اخلاق منتظر | |
|
داستان تشرّف جناب علي بن ابراهيم مهزيار اهوازي ـ كه از روات
حديثي شيعه است ـ به تفصيل بيان شده است؛ ولي براي بهرهگيري
بيشتر به خلاصهاي از آن مي پردازيم:
علي بن مهزيار 18 نوبت خانهي خدا را زيارت كرد و جز يك نوبت ـ كه به قصد اداي فريضهي حجّ واجب، مشرّف شده بود ـ موارد ديگر را به شوق زيارت حضرت صاحب الامر تشرّف يافته بود، ولي توفيق زيارت مولا و محبوب نصيب وي نگرديد. از اينرو وقتي بار نوزدهم دوستانش در موسم حج نزد وي آمدند و از او خواستند كه همراهشان تشرّف يابد، به خاطر يأس از ملاقات با حجت خدا، نپذيرفت؛ ولي در همان شب در حال مكاشفه يك منادي او را ندا داد كه: امسال نيز مشرّف شو! بدان كه شاهد مقصود را در بر خواهي گرفت و به ديدار محبوب نايل خواهي شد..
بنابراين صبح فردا، نزد دوستانش آمد و به آنان اعلام آمادگي كرد، ولي علّت تصميم خود را نگفت. به هرحال سفر آغاز گرديد و پس از طي منازل و انجام مناسك حج، باز هم ديو نوميدي بر او مستولي شد؛ زيرا در آخرين سفر، همانند سفرهاي گذشته كمتر بويي را از محبوب استشمام نكرده و اندك بهـرها ي از زيارت جمال دلآراي وي نبرده بود؛ بنابراين براي آخرين بار تصميم به طواف بيت الله گرفت تا با اين طوافِ خداحافظي به ديار خويش برگردد. به هنگام طواف جواني زيباروي نزد او آمد. سلام كرد و پرسيد: محل سكونتت كجاست؟ علي بن ابراهيم پاسخ داد: اهل اهواز هستم. جوان: آيا ابن خضيب را ميشناسي ؟ علي : ابتداي ماه گذشته از دنيا رفت. جوان: خداوند او را بيامرزد؛ زيرا كه نماز را پاكيزه ميگزارد و بسيار قرآن تلاوت ميكرد. جوان: ابن مهزيار را ميشناسي ؟ ابنمهزيار: من هستم. جوان: خوشا بر احوالت؛ زيرا آقايت امام عصر علیه السلام مرا در پي تو فرستادها ست تا تو را ببرم؛ لذا نيمه شب جمعه، قبل از اذان صبح، همينجا حاضر باش تا تو را نزد ايشان ببرم. علي بن مهزيار پس از شنيدن اين مژده گفت: دوستان خود را نيز همراه بياورم؟ جوان: خير! ابن مهزيار: اينان از بهترين دوستان من هستند. جوان: آنان لياقت تشرّف به محضر ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف را ندارند. بدين سبب ابن مهزيار نزد دوستان آمد و با آنان خداحافظي كرد. در موعد مقرّر حاضر شد و پس از بهجا آوردن نافلهي شب و نماز صبح و تعقيبات، به سوي عقبهي طائف حركت كرد و در آنجا و در دامنه كوه، منطقهي سرسبزي را ميبينند كه خيمهاي افراشته شده است. ابن مهزيار: اين خيمه از آنِ كيست؟ جوان: متعلّق به وجود مقدّس حضرت صاحب العصر و الزمان است. ابن مهـزيار پس از اجازه خـواهي، به محضـر مقدّس امام علیه السلام شـرفياب شد و دستهاي امام را بوسه زد. هنگاميكه دلدادگي و شيفتگي خود را به آن سرور عرضه ميدارد گلايهدار است از اينكه انتظار ديدار بسيار طولاني شده است. امام ميفرمايد: شما راه ملاقات را طولاني ميكنيد؛ زيرا: 1) توانگران شيعه به ضعفا ترحّم نميكنند! 2) بينيازان شما به فقراي شيعه كمك نميكنند! 3) به صلهي ارحام نيز توجّه نميكنيد! آنگاه امام فرمودند: اي علي بن ابراهيم مهزيار ميخواهم كه يك هفته مهمان من باشي. پند انديشها: 1) نماز اوّل وقت. 2) انتخاب دوستان مناسب. 3) تلاوتِ بسيار قرآن. 4) رسيدگي به ضعفا و فقراي شيعه. 5) اهمّيّت صلهي رحم ** آشنایی با خوبان، برگرفته از کتاب اخلاق منتظِر نوشته آقای دکتر حسین فریدونی است که متن کامل این کتاب از طریق پورتال اطلاع رسانی موسسه فرهنگی نبا قابل دریافت می باشد. لینک متن کتاب اخلاق منتظِر ** مطالب جديد تر :
مطالب قديمي تر :
|
| < قبل | بعد > |
|---|